- 1405/05/15 - 18:47
- زمان مطالعه : 2 دقیقه
- https://resv.hums.ac.ir/ZXzf
روایتی علمی از پیوند سبکهای تربیتی مادران بندرعباسی با اضطراب کودکان
آیا محبت بهتنهایی برای آرامش و تربیت فرزند کافی است؟ یافتههای یک پژوهش ارزشمند در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نشان میدهد که کودکان، در کنار محبت و حمایت عاطفی، به قوانین روشن، نظم و مرزهای قابل فهم نیاز دارند. این پژوهش با عنوان «بررسی رابطه سبکهای فرزندپروری با سطح اضطراب کودکان» توسط دکتر رقیه عزتی، استادیار آموزش بهداشت و ارتقا سلامت انجام شده است. این مطالعه پیامی فراتر از دیوارهای دانشگاه دارد و بر اهمیت حیاتی «آموزش و توانمندسازی اجتماعی خانوادهها» برای پیشگیری از آسیبهای روانی کودکان تأکید میکند.
در این گفتگو، دکتر رقیه عزتی تشریح کرد که این مطالعه مقطعی بر روی ۳۱۳ مادر دارای کودک ۵ تا ۱۲ ساله در بندرعباس انجام شد و ارتباط سبکهای مقتدرانه، مستبدانه و سهلگیرانه را با ابعاد مختلف اضطراب سنجید. اگرچه این طرح پژوهشی در بستر شرایط خاص دوران همهگیری کووید ۱۹ اجرا شد، اما یافتههای علمی آن در حوزه سلامت اجتماعی، ابزاری همیشگی برای ارتقای سواد سلامت روان در جامعه است. به باور این پژوهشگر، خانه نخستین نهاد اجتماعی است و رفتار والدین در آن، پایه و اساس سلامت یا اختلالات روانی نسل آینده را پیریزی میکند.
بر اساس نتایج این مطالعه، سبک فرزندپروری مقتدرانه شایعترین سبک در میان مادران شرکتکننده بود و ۶۹/۶ درصد آنان از این شیوه استفاده میکردند. دکتر عزتی توضیح میدهد که در سبک مقتدرانه، والدین ضمن ابراز محبت عمیق و توجه به نیازهای کودک، قوانین و انتظارات مشخصی را نیز تعیین میکنند. این رویکرد که اساس آموزشهای اجتماعی به خانوادههاست، با سختگیری افراطی تفاوت بنیادی دارد؛ چرا که بر پایه گفتوگو، احترام متقابل و حمایت عاطفی بنا شده و به کودک میآموزد چگونه در اجتماع مسئولیتپذیر و مستقل رفتار کند.
یکی از یافتههای کلیدی این پژوهش که دکتر عزتی بر آن تأکید دارد، تفاوت چشمگیر میانگین نمره اضطراب کودکان در سبکهای مقتدرانه و سهلگیرانه بود. میانگین نمره اضطراب در کودکانِ والدین مقتدر ۲۴/۰۷ و در کودکانِ والدین سهلگیر ۴۹/۵۰ گزارش شد؛ یعنی نمره اضطراب گروه دوم تقریباً دو برابر گروه نخست بود. سبک سهلگیرانه معمولاً با آزادی زیاد، نظارت اندک و نبود مرزهای روشن همراه است که به جای آرامش، کودک را با احساس سردرگمی و ناامنی مواجه میکند. این یافته اهمیت مداخلههای آموزشیِ اجتماعی را برای اصلاح الگوهای رفتاری والدینِ سهلگیر دوچندان میسازد.
البته دکتر عزتی با نگاهی علمی و دقیق یادآور میشود که اضطراب پدیدهای چندعاملی است و عواملی چون ویژگیهای فردی کودک، شرایط اقتصادی و تحصیلات مادر نیز در پیشبینی آن نقش دارند. با این حال، تحلیلهای آماری نشان داد که متغیرهای خانوادگی و تربیتی سهمی معادل ۱۲ درصد در پیشبینی اضطراب کودکان دارند. این درصد از نظر علوم رفتاری و آموزش بهداشت بسیار حیاتی است؛ چرا که نشان میدهد با سرمایهگذاری بر روی آموزش سبکهای فرزندپروری به مربیان، معلمان و والدین، میتوان بخش مهمی از اضطراب جامعه کودکان را مهار کرد.
پیام کاربردی و ارزشمند پژوهشی: کودک برای رشد روانی سالم به «اقتدار مهربانانه» نیاز دارد. والدین میتوانند با تعیین قوانین ساده و گفتوگو درباره محدودیتها، محیطی امن برای فرزندان بسازند. علاوه بر نقش خانواده، نهادهای اجتماعی مانند مدارس، رسانهها و مراکز بهداشتی وظیفه دارند آموزش شیوههای فرزندپروری مقتدرانه و برنامههای غربالگری منظم اضطراب را به عنوان یک نیاز عمومی و اجتماعی در دستور کار خود قرار دهند تا جامعهای سالمتر و پویاتر داشته باشیم.
مریم سارانی/ روابط عمومی معاونت تحقیقات و فناوری/ دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
نظر دهید